بارون

بلاگفا بجای اینکه خودش و وسعت ببخشه و تا از رقبای جدیدش عقب نیوفته، فقط صورت مسئله رو پاک کرده


یعنی الان من اگه نتونتم لینک بلاگ رو بذارم توی نظرات بلاگفا یا راجع بهش حرف نزنم کسی نمیدونه بلاگ وجود داره؟ کسی دیگه ازش استفاده نمیکنه؟


واقعا مشت نمونه خروار که میگن همینه، اونوقت توقع داریم که چنج رژیم غذایی کنیم ! 

  • fateme

سلام

-بهتون گفته بودم که دوباره به شدت قبل و حتی بیشتر فوتبال نگاه میکنم؟

به حدی که یک سری صحنه های خطرناک و کلا نگاه نمیکنم انقدر تپش قلب میگیرم ... 

از وقتی شفر وارد استقلال شده کلا زندگی فوتبالی من هم متحول شده، ندیدم آدم انقدر با فهم و شعور و با دانش، خیلی خوشحالم که توی تیمه، وقتی که هست و مدل بازی دادن بازیکن هاش طوریه که تو اصلا نگران بودن فلان بازیکن نیستی، چونکه میدونی شفر بلده چجوری از همه بازیکن هاش درست استفاده کنه، خلاصه که دوستت داریم پیرمرد جان آلمانی ♥


- در حال حاضر اواسط ترم دوم زبان هستم و خیلی خوشحالم که داره پیش میره، خداروشکر میکنم که توی مسیر درست زبان خوندن افتادم بالاخره، مشکلم فقط کمبود وقته ، چونکه به همه کارهایی که دلم میخواد نمیرسم، اینکه همزمان سی شارپ بخونی، طراحی سایت یاد بگیری و زبان بخونی یه کوچولوووو همت میخواد که دارم سعی میکنم بهش دست بیابم


- قبل عید من و دوست پسرم تصمیم گرفتیم که ماشین بخریم و بعد سال این کار و انجام دادیم، الان که قیمت ماشین ها افزایش پیدا کرده، همش دارم خداروشکر میکنم که زودتر خریدیم، وگرنه با این وضع گرونی دیگه کی میتونست ماشین بخره؟


- میدونستید من هنوز گواهی نامه ندارم؟ :| انشالا بزودی این رو هم حل میکنم. 


- اگر کسی علاقه مند به یادگیری سی شارپ  هستش، آقای مدائنی توی سایتشون بصورت رایگان دارن تدریس میکنن، تنها کاری که باید بکنین این هستش که توی سایتشون ثبت نام کنین و ویدیو ها رو دانلود کنین.

آموزش سی شارپ

  • fateme

خیلی خوشحالم که سال نود و شیش داره تموم میشه

واقعا سال خیلی خیلی سختی بود، امیدوارم سال جدید با خودش کلی خوشبختی برای هممون بیاره، کلی پول بیاره.

امیدوارم بتونم توی سال جدید مثمر ثمر تر باشم. بتونم بهتر و درست تر برای آیندم و زندگیم برنامه ریزی کنم. امیدوارم اتفاقات خوبی توی زندگیمون بیوفته و مامانم یکم با خیال راحت بتونه زندگی کنه

از بس که هرروز سال استرس کشیدم واقعا توانی در خودم نمیبینم دیگه !

با این حال بالاخره این طلسم کلاس زبان نرفتن و شکستم و رفتم ثبت نام کردم و یک ترمش و هم گذروندم و منتظر شروع ترم جدید توی سال جدید هستم.

شرکتمون داره به فنا میره رسما، همش بدهی و افتاده توی دور دیر حقوق دادن .. امیدوارم توی سال جدید بتونم از اینجا برم، نه فقط بخاطر اینکه دیگه نمیتونه درست و حسابی پول بده، نه، اگه شرایط خونمون اجازه میداد امسال هم اینجا نمیموندم. دلم میخواد برم توی یه محیط دیگه، با جو بهتر و صمیمی تر و با اخلاق تر و آدم های درست و حسابی

واقعا حالم از اینجا و آدماش بهم میخوره

دلم میخواد برم دنبال طراحی سایت، از پشتیبان بودن که هیچ آینده ای نداره واقعا سخته شدم. برم توی یه شرکت درست و درمون با درامد خیلی عالی و بالا.

توی سال جدید قول میدم که گواهی نامم رو هم بگیرم، دانشگاه که تموم شد، زبان که دارم میرم، مونده همین یکی که شده غول برام.


امیدوارم هرچه زودتر برنامه هامون جور بشه و بتونم از ایران برم. واقعا دیگه نمیتونم اینجا زندگی کنم، هی جون بکنی و جون بکنی و به هیچ جایی نرسی... 


سال نود و هفت جان لطفا با اتفاق های خوب و عالی بیا. 

  • fateme
تار عنکبوت بسته اینجا دیگه

یادش بخیر یه زمانی چقدر دلم میخواست بنویسم و حرف بزنم ... گذشت اون روزها
  • fateme

سلام


-تابستون گرم همتون مبارک باشه، داشتم به این فکر میکردم که کل دنیا عاشق تابستونن، حق هم دارن، راحت لباس میپوشن، خنک لباس میپوشن، راحت میتونن برن دریا و یه عالمه کار دیگه میتونن انجام بدن، با تشکر از اسلام که دست و پای ما رو در غل و زنجیر کرده است .

- دوباره اسباب کشی داریم، خونه جدید رو خیلی دوست دارم ، از لحاظ رفت و آمد خیلیییی برام خوبه و خود خونه هم دلنشینه و خیلی خوشحالم که از دست همسایگان فضول ، همسایگان پرخاشگر ، همسایگان خودخواه و ... راحت میشویم. 

- سنگ نوردی نمیروم، مربی سالن یه آقایی هستن که بنده اصلا از طرز رفتارشون با شاگردانش خوشم نمی آید، شاید اگه مودبانه تر برخورد میکرد منم باهاش کلاس بر میداشتم، ولی از اینکه مربی های قبلی بچه ها رو مسخره میکنه اصلا خوشم نمیاد :| تنهایی تمرین کردن هم خیلی سخته و انگیزه آدم رو میگیره ... یک خبر هایی هم دارم که راجع به یک سالن دیگه که اگه اونجا اکی بشه نور علی نور میشه ...


- سرکار مث همیشه شلوغه ، ماه قبل کلی اضافه کاری انجام دادم بعد بهم اضافه کار ندادن، الان زنگ زدم میگم چرا اضافه کار من محاسبه نشده؟ می فرمایند که مدیرتون تایید نکرده، بعد یک سال و اندی که ما همه درخواست های این چنینی را در سیستم ثبت میکنیم باز هم باید دستی امضا بگیریم ببریم بدیم بهشون ! خوبه که حالا ماه بعد محاسبه خواهد شد.


- سیستم رایورز واقعا افتضاحه، اگر کسی قصد خرید نرم افزار یکپارچه برای شرکتش داره، پیشنهاد میکنم که از رایورز دوری کنه . 


** بی صبرانه متتظر 8 مردادم ♥


  • fateme

سلام


اومدم بگم که کوه اسکی منتظر بود که من یه پست راجع بهش بذارم ، بعد بهم پی ام بدن که 12 جلسه آزاد 150 تومن، به همه هم نگفتیم، به چند نفر گفتیم پاشو بیا تمرین کن !


جدا خوشحال شدم بابت این قضیه، دوباره روتین تمرین میکنم، مثل دیروز که پدر خودمو درآوردم به معنای واقعی کلمه، تمرین های استقامتی الناز جان رکابی واقعا سخت و جالبه♥

  • fateme

سلام


- خوشحالم و خوشحالیم بابت 4 کیلو و 200 گرم وزنیه که کم کردم، اونم تنها با ورزش کردن، بدون گرفتن رژیم های مسخره و سخت، انقدری بخاطرش خوشحالم که هرروز صبح میرم روی ترازو که مطمئن بشم که واقعا وزنم کم شده و خواب نمیدیدم روزهای قبل D:


-باشگاه سنگنوردی کوه اسکی باعث شده بود که 6 ماه روتین برم باشگاه و تمرین کنم و خیلی از این بابت خوشحال بودم، سه روز در هفته تمرین میکردم تا 9 شب و گاهی هم تا 9:30 شب باشگاه بودم، خوشحالیم این بود که نزدیک شرکته و ساعتش خیلی خوبه و واقعا هم خوب تمرین میکردم ( از کم شدن وزن معلومه دیگه ! ) تا اینکه مدیر سالن یهو دلشون خواست که دیگه باشگاهشون تایم آزاد نداشته باشه و مربی جلسه ای نداشته باشه و یکهو تصمیم گرفتن که رقم مربی هاشون رو به طور فضایی ببرن بالا ! 

با توجه به این شرایط مربی های خانومی که میشناختم به دلیل اینکه شاگردهاشون نمیتونستن هزینه جدید رو پرداخت کنن از اونجا رفتن ! مربی من هم که الناز خانم جان رکابی باشه، از بعد عید برای اینکه میره مسابقات جهانی و خودش باید تمرین کنه، به من و بقیه شاگردهاش تمرین استقامتی داد تا زمانی که خودش برگرده ... قبل از اینکه از ماجرای باشگاه باخبر باشه، تو هفته گذشته در واقع به من گفت که سعی میکنه دو ساعت وقت بذاره و بیاد که ما ها اذیت نشیم، منم کلی خوشحال شدم بابت این ماجرا، ولی وقتی که فهمید باشگاه چه رویه ای رو در پیش گرفته گفت که فعلا نمیاد :|  

تنها دلیل ناراحتیم همینه، با اینکه باشگاهش رو دوست داشتم، گیره های خوبی داشت و همچنین جو صمیمی داشت، ولی بیشترین ناراحتیم برای همین موضوع بود :(

از امروز میرم باشگاه پیام ، تا ببینیم خدا چی میخواد دیگه ... 


- دوباره شروع کردم به خوندن کتاب های هری پاتر !


- PS4 خییییلی خوبه، واقعا دلم برای اینجور بازی کردن خیلی تنگ شده بود ، دیروز هم جاست دنس 2016 رو خریدم و وای که چقدر کیف میده این بازی، شاید یکی از دلیل های دیگه کم شدن وزنم همین بازی جاست دنس باشه .



پ.ن : چهار کیلو و دویست گرم D:

  • fateme

اگر در تهران هستید و به دیدن آثار قدیمی و موزه علاقه مند و عاشق گل و گیاه ، اگر هنوز موزه مقدم رو ندیدید به شدت پیشنهاد میکنم برید بازدید کنید و لذت ببرید و حسرت بخورید !


آدرس: خیابان امام خمینی (سپه) بین شیخ هادی و ولیعصر.

ساعات بازدید موزه مقدم :همه روزه به جز جمعه ها و تعطیلات رسمی. 9 صبح تا 16:30.

  • fateme

سلام


انقدر اتفاقات زیادی میوفته این روزها که تا میام بنویسمشون قدیمی میشن و اتفاقات جدیدتر میان وسط !!!


- الان دوماه بیشتره که با خانم الناز جان رکابی تمرین میکنم و توی این مدت تازه متوجه شدم که سنگنوردی اصلا یعنی چی، یعنی روزی نیست که با یک چالش جدید مواجه نشیم و روزی نیست که بتونیم یک مسیر و به راحتی تاپ کنیم، آخر تمرین فقط دیدن چهره ی شاگردای الناز گویای این موضوع هست که همه چه فشار تمرینی و تحمل کردن ، ولی در کنارش چقدر چیز جدید یاد گرفتن و چقدر خوش گذشته بهشون. 


- جاست دنس و خیلیییی وقته خریدیم و چقدرررررررر این بازی عالیه، خیلی خیلی لذت بخشه ، اصلا یه وضع خوبی.


- بهترین اتفاق این روزهام ، روزهای زوجه که میرم سالن، اگه حتی با بی حوصلگی هرچه تمام تر برم، با انرژی غیرقابل وصفی از اونجا میام بیرون ، خیلی خوشحالم که دوباره شروعش کردم و خیلی خوشحالم که "تو" تشویقم میکنی و بهم انگیزه ادامه دادن میدی ♥


و حالا میرسیم به قسمت غر ماجرا 


از پارسال یک خانمی به واحد ما اضافه شدن که اوایل در بخش سخت افزار مشغول به کار شده بودن که خب اصلا نتیجه مطلوبی نداشتن و همین الانم بعد گذشت یک سال هنوز نمیتونن یک سری کارهای ساده رو انجام بدن، و بعد از چندی تصمیم گرفته شد که بیان و همکار من بشن در پخش پشتیبانی رایورز و اقای همکار من در بخش دیگر نرم افزار مشغول به کار بشن ... 

اوایل که ایشون اومد از مدیر درخواست کردم که یک دیتا بیس تستی در اختیار ایشون گذاشته بشه که اول کاری و باتوجه به نتیجه کار در قسمت سخت افزار، بنده بتونم انتقال اطلاعات کنم و ایشون هم بتونه با خیال راحت توی سیستم بچرخه بدون اینکه کسی آسیبی از این ماجرا ببینه :)) . متاسفانه این کار به دلیل جا نداشتن سرور انجام نشد ... اون اوایل، مث اوایلی که خودم رفته بودم توی بخش رایورز برخورد کردم با ماجرا، یعنی سعی کردم دسترسی محدود بدم که قسمت به قسمت کار رو یاد بگیرن و کار کنن، که خب متاسفانه نتیجه جالبی نداشت و ایشون ناراحت بودن از این ماجرا !!! خلاصه دسترسی سه تا دیتا بیس رو بهش دادم و همزمان یاد دادم که چگونه باید دسترسی بدیم به خودمون یا دیگران ... 

بماند که چقدر بنده خدا متوجه حرف های من نمیشه، و یادش میره، بماند که هرچیزی و تا بحال چندددددددددددد بار بهش گفتم و فراموش میکنه، بماند که بهش گفتم اگه احساس میکنی نمیتونی حفظ کنی و یادت میره یادداشت کن که بعدا استفاده کنی از نوشته ها و هیچ وقت استفاده نشده

خلاصش کنم، کلا هیچی یاد نمیگیره، فقط موندم چجوری لیسانس کامپیوتر داره، واقعا واسم جای سواله، یه چیزایی رو بلد نیست که آدم از یک لیسانسه ی کامپیوتر واقعا انتظار دونستن داره ...

خیلی سعی کردم بهش یاد بدم ، واقعا سعی کردم ولی ایشون نمیتونه هندل کنه ماجرارو

اوایل بهمن با دوستام رفته بودم شمال و یک روزش که شنبه میشد رو مرخصی گرفته بودم....

این رو هم اضافه کنم که یک سری کارهای رایورز باید از طریق خود دیتابیس انجام بشه ، و من چقدر تلاش کردم بابت اینکه خودم و بکشونم بالا و نشون بدم که میتونم این طیف کارها رو هم انجام بدم تا بالاخره بهم اعتماد کردن و اجازه انجامش رو بهم دادن


حالا تو اون روزی که نبودم ، یک کار دیتا بیسی پیش اومده بود و ایشون قطعا بلد نبود انجام بده، چون من بهش نگفته بودم، فکر کنین که دیتا بیس اصلی رو بدم دست آدمی که یه کار راحت رو نمیتونه انجام بده !


در نبود بنده رفتن پشت سرم زیرآب زدن که من کار بهشون یاد نمیدم :))))  و واسه همین نمیتونن این کار رو انجام بدن !!! 

بعد توضیحاتی که به سرپرست واحد دادم و توضیح دادم که اصلا SQL بلد نیست که حالا من بخوام اجازه بدم  اون کار رو انجام بده، تازه اگر هم بلد بود بازم باید مدیر اجازش رو میداد نه من، با توجه به شرایطی که خودشون از قبل هم میدونستن، قرار بر این شد من همه چی و یاد بدم، و ایشون هم بشینه SQL بخونه

یه چند باری دیدم میخونه، ولی بعدش دیگه خبری نشد، کارها رو هم اوایل دادم بهش که همه رو خودش انجام بده که به نتیجه مثبتی ختم نشد


قرار شد مستند سازی انجام بده که یک سری از فایل هاشو  کاملا مطمئنم که نمیدونه چیه و فقط کپی برداری کرده و نوشته !!!


حالا هم با من تو قیافه ست :)) چونکه چندی پیش که مرخصی بود، معلوم شد یک سوتیه فاجعه داده ، و من گفتم ایشون تعریف کرده به سرپرست و عذرخواهی و درست کردن ماجرا .....


نشد واقعا یک روز من توی این شرکت بی حاشیه به سر کنم.

  • fateme

آرام جانم

تولدت مبارک ♥

  • fateme