بارون

مروری بر خاطرات

دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۴ ق.ظ

سلام


رفته بودم یه سر به وبلاگ قبلیم بزنم، یهو به سرم زد پست هایی که توی بهمن ماه گذاشته بودم رو بخونم ، و وقتی خوندم متوجه شدم که چقدر تغییر کردم، چقدر همه چیز برام عوض شده،

یه پست داشتم کلا راجع به فوتبال نظر کارشناسی داده بودم ! الان کیه که دیگه فوتبال نگاه یا حتی پیگیری کنه؟

تقریبا برای تولدم هم پست میذاشتم، ولی هرسال چقدر متفاوت تر از سال قبل، و امسالی که حتی برام مهم نبود کسی بدونه که تولدم بوده !

از نمره های شاهکاری که توی کاردانی داشتم، 5- 10-  12 - به زور یه نمره بالا دیده میشد تو کارنامه م، ولی الان ... ناراحتم معدلم بیست نشده.

چقدر غرغر میکردم ، هرروز و هرروز ( البته الانم کم غر نمیزنم) مینوشتم از این شاکی شدم، فلانی اینجوریم کرد، بهمانی اونجوری گفت...

از کلاس SQL ای که دوسش داشتم، ولی استادش با اون رفتارهایی که داشت ، چقدر ناراحتم میکرد ..

از اینکه چقدر از دست سرپرستی که الان دیگه رفته حرص میخوردم، چقدر اذیتم میکرد ..

تازه عاشق کوهنوردی شده بودم چقدر ذوق داشتم که هرهفته برم کوه

چقدر میشستم دسر درست میکردم ... واقعا آخرین باری که ژله درست کردم رو اصلا یادم نیست.

نوشته بودم تو کارشناسی دوست دارم طراحی وب بخونم و الان دیگه ترم آخر همین رشته و اصلا یادم نبود که روزی دلم میخواسته طراحی وب بخونم!

قول داده بودم که کارشناسی رو به موقع تموم کنم که این اتفاق خداروشکر داره میوفته

عاشق سنگ نوردی بودم و هستم البته، منتهی اون موقع ها خیلی روتین میرفتم، الان چند خط در میون!

به جایی رسیدم که دیگه دست و دلم به نوشتن نمیرفت ولی دوست داشتم بنویسم، حالا! کم و بیش یه چیزایی مینویسم که فقط نوشته باشم.

این که یه مدتی آرزوم داشتن آیفون بوده ... الان موبایل برام بی ارزش ترین داراییم شده !

.

.

.

.

گذشت همه اون روزها، درسته که هنوز یکم شیطونی دارم، ولی اصلا نمیشه با قبلا مقایسه ش کرد، دلم میخواد یه عااااالمه کتاب بخونم، کتاب هایی که استاد عزیزم بهم معرفی کردن، ولی قفلی زدم روی کتاب اول، خدا خدا میکنم زود تموم بشه برم سراغ بعدی. نشستن یه گوشه و کتاب خوندن، برای منی که همیشه در حال ورجه وورجه کردن بودم خیلی عجیب به نظر میرسه.

با این همه هنوز هم طبیعت من و به وجد میاره، ویولن بهم آرامش میده، سنگ نوردی برام هیجان انگیزه .. درس خوندن رو هم دوست دارم، دلم میخواد زندگیم رو بهترین روالش باشه، میدونم که کم کم هم داره میشه و خیلی از بابتش خوشحالم.

  • fateme

نظرات (۱)

خیلی خوبه....چه روحیه ی خوب و عالی داری :)
انشاالله همیشه شاد باشی...
پاسخ:
ممنونم
روحیه رو آدم خودش بوجود میاره
در حال حاضر که خیلی عصبانی ام :)))

توام همینطور
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی