بارون

نبودانه !

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ

سلام


انقدر اتفاقات زیادی میوفته این روزها که تا میام بنویسمشون قدیمی میشن و اتفاقات جدیدتر میان وسط !!!


- الان دوماه بیشتره که با خانم الناز جان رکابی تمرین میکنم و توی این مدت تازه متوجه شدم که سنگنوردی اصلا یعنی چی، یعنی روزی نیست که با یک چالش جدید مواجه نشیم و روزی نیست که بتونیم یک مسیر و به راحتی تاپ کنیم، آخر تمرین فقط دیدن چهره ی شاگردای الناز گویای این موضوع هست که همه چه فشار تمرینی و تحمل کردن ، ولی در کنارش چقدر چیز جدید یاد گرفتن و چقدر خوش گذشته بهشون. 


- جاست دنس و خیلیییی وقته خریدیم و چقدرررررررر این بازی عالیه، خیلی خیلی لذت بخشه ، اصلا یه وضع خوبی.


- بهترین اتفاق این روزهام ، روزهای زوجه که میرم سالن، اگه حتی با بی حوصلگی هرچه تمام تر برم، با انرژی غیرقابل وصفی از اونجا میام بیرون ، خیلی خوشحالم که دوباره شروعش کردم و خیلی خوشحالم که "تو" تشویقم میکنی و بهم انگیزه ادامه دادن میدی ♥


و حالا میرسیم به قسمت غر ماجرا 


از پارسال یک خانمی به واحد ما اضافه شدن که اوایل در بخش سخت افزار مشغول به کار شده بودن که خب اصلا نتیجه مطلوبی نداشتن و همین الانم بعد گذشت یک سال هنوز نمیتونن یک سری کارهای ساده رو انجام بدن، و بعد از چندی تصمیم گرفته شد که بیان و همکار من بشن در پخش پشتیبانی رایورز و اقای همکار من در بخش دیگر نرم افزار مشغول به کار بشن ... 

اوایل که ایشون اومد از مدیر درخواست کردم که یک دیتا بیس تستی در اختیار ایشون گذاشته بشه که اول کاری و باتوجه به نتیجه کار در قسمت سخت افزار، بنده بتونم انتقال اطلاعات کنم و ایشون هم بتونه با خیال راحت توی سیستم بچرخه بدون اینکه کسی آسیبی از این ماجرا ببینه :)) . متاسفانه این کار به دلیل جا نداشتن سرور انجام نشد ... اون اوایل، مث اوایلی که خودم رفته بودم توی بخش رایورز برخورد کردم با ماجرا، یعنی سعی کردم دسترسی محدود بدم که قسمت به قسمت کار رو یاد بگیرن و کار کنن، که خب متاسفانه نتیجه جالبی نداشت و ایشون ناراحت بودن از این ماجرا !!! خلاصه دسترسی سه تا دیتا بیس رو بهش دادم و همزمان یاد دادم که چگونه باید دسترسی بدیم به خودمون یا دیگران ... 

بماند که چقدر بنده خدا متوجه حرف های من نمیشه، و یادش میره، بماند که هرچیزی و تا بحال چندددددددددددد بار بهش گفتم و فراموش میکنه، بماند که بهش گفتم اگه احساس میکنی نمیتونی حفظ کنی و یادت میره یادداشت کن که بعدا استفاده کنی از نوشته ها و هیچ وقت استفاده نشده

خلاصش کنم، کلا هیچی یاد نمیگیره، فقط موندم چجوری لیسانس کامپیوتر داره، واقعا واسم جای سواله، یه چیزایی رو بلد نیست که آدم از یک لیسانسه ی کامپیوتر واقعا انتظار دونستن داره ...

خیلی سعی کردم بهش یاد بدم ، واقعا سعی کردم ولی ایشون نمیتونه هندل کنه ماجرارو

اوایل بهمن با دوستام رفته بودم شمال و یک روزش که شنبه میشد رو مرخصی گرفته بودم....

این رو هم اضافه کنم که یک سری کارهای رایورز باید از طریق خود دیتابیس انجام بشه ، و من چقدر تلاش کردم بابت اینکه خودم و بکشونم بالا و نشون بدم که میتونم این طیف کارها رو هم انجام بدم تا بالاخره بهم اعتماد کردن و اجازه انجامش رو بهم دادن


حالا تو اون روزی که نبودم ، یک کار دیتا بیسی پیش اومده بود و ایشون قطعا بلد نبود انجام بده، چون من بهش نگفته بودم، فکر کنین که دیتا بیس اصلی رو بدم دست آدمی که یه کار راحت رو نمیتونه انجام بده !


در نبود بنده رفتن پشت سرم زیرآب زدن که من کار بهشون یاد نمیدم :))))  و واسه همین نمیتونن این کار رو انجام بدن !!! 

بعد توضیحاتی که به سرپرست واحد دادم و توضیح دادم که اصلا SQL بلد نیست که حالا من بخوام اجازه بدم  اون کار رو انجام بده، تازه اگر هم بلد بود بازم باید مدیر اجازش رو میداد نه من، با توجه به شرایطی که خودشون از قبل هم میدونستن، قرار بر این شد من همه چی و یاد بدم، و ایشون هم بشینه SQL بخونه

یه چند باری دیدم میخونه، ولی بعدش دیگه خبری نشد، کارها رو هم اوایل دادم بهش که همه رو خودش انجام بده که به نتیجه مثبتی ختم نشد


قرار شد مستند سازی انجام بده که یک سری از فایل هاشو  کاملا مطمئنم که نمیدونه چیه و فقط کپی برداری کرده و نوشته !!!


حالا هم با من تو قیافه ست :)) چونکه چندی پیش که مرخصی بود، معلوم شد یک سوتیه فاجعه داده ، و من گفتم ایشون تعریف کرده به سرپرست و عذرخواهی و درست کردن ماجرا .....


نشد واقعا یک روز من توی این شرکت بی حاشیه به سر کنم.

  • fateme

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی