بارون

بارون

میدانی؟
من سالهاست که به دوست داشتن تو آرامم ... ♥

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

خیلی خوشحالم که سال نود و شیش داره تموم میشه

واقعا سال خیلی خیلی سختی بود، امیدوارم سال جدید با خودش کلی خوشبختی برای هممون بیاره، کلی پول بیاره.

امیدوارم بتونم توی سال جدید مثمر ثمر تر باشم. بتونم بهتر و درست تر برای آیندم و زندگیم برنامه ریزی کنم. امیدوارم اتفاقات خوبی توی زندگیمون بیوفته و مامانم یکم با خیال راحت بتونه زندگی کنه

از بس که هرروز سال استرس کشیدم واقعا توانی در خودم نمیبینم دیگه !

با این حال بالاخره این طلسم کلاس زبان نرفتن و شکستم و رفتم ثبت نام کردم و یک ترمش و هم گذروندم و منتظر شروع ترم جدید توی سال جدید هستم.

شرکتمون داره به فنا میره رسما، همش بدهی و افتاده توی دور دیر حقوق دادن .. امیدوارم توی سال جدید بتونم از اینجا برم، نه فقط بخاطر اینکه دیگه نمیتونه درست و حسابی پول بده، نه، اگه شرایط خونمون اجازه میداد امسال هم اینجا نمیموندم. دلم میخواد برم توی یه محیط دیگه، با جو بهتر و صمیمی تر و با اخلاق تر و آدم های درست و حسابی

واقعا حالم از اینجا و آدماش بهم میخوره

دلم میخواد برم دنبال طراحی سایت، از پشتیبان بودن که هیچ آینده ای نداره واقعا سخته شدم. برم توی یه شرکت درست و درمون با درامد خیلی عالی و بالا.

توی سال جدید قول میدم که گواهی نامم رو هم بگیرم، دانشگاه که تموم شد، زبان که دارم میرم، مونده همین یکی که شده غول برام.


امیدوارم هرچه زودتر برنامه هامون جور بشه و بتونم از ایران برم. واقعا دیگه نمیتونم اینجا زندگی کنم، هی جون بکنی و جون بکنی و به هیچ جایی نرسی... 


سال نود و هفت جان لطفا با اتفاق های خوب و عالی بیا. 

  • fateme
تار عنکبوت بسته اینجا دیگه

یادش بخیر یه زمانی چقدر دلم میخواست بنویسم و حرف بزنم ... گذشت اون روزها
  • fateme